آیین نگارش مقاله

چنان كه بيان شد، محقق بايد ابعاد سه گانه محتوايي، ساختاري و نگارشي مقاله را مورد توجه قرار دهد. آنچه تاكنون بيان شد، خلاص هاي از اصول محتوايي و ساختاري يك مقاله علمي بود. اكنون به بررسي اصول كلي آيين نگارش كه رعايت آن در تحرير مقاله علمي ضروري به نظر مي رسد، مي پردازيم.
الف) متن علمي تا حد ممكن بايد مختصر و مفيد باشد. به همين جهت لازم است از آوردن نقل قول هاي غيرضروري
و حجم افزا، تفنن هاي شاعرانه و ذوقي، بيان هاي عاطفي واحساسي و گزافه نويسي اجتناب شود.
ب) از آوردن عبارت هاي مبهم، مغلق و پيچيده و واژه هاي نامأنوس بايد احتراز گردد.
ج) بايد از ذكر بندهاي طولاني و جمله هاي بلند خودداري شود.
د) مطالب بايد ساده، روان، جذاب و به گونه اي صريح و روشن بيان گردد.
ر) در نقل مطالب، ضروري است امانت داري را با ذكر مشخصات دقيق منبع رعايت نمود. هر چند در اين باب نبايد به
دام افراط و تفريط- كه حمل بر فضل فروشي يا سهل انگاري است- افتاد.
ش) هر بخش از نوشته كه شامل يك انديشه و مطلب خاصي است، بايد در يك بند (پاراگراف) آورده شود.
ص) بايد از به كار بردن كلمات مترادف به جهت افزايش حجم اجتناب شود.
ط) بايد از به كار بردن افراطي حروف اضافه و حروف ربط در متن پرهيز شود.
ع) بايد از به كار بردن تعبيرهاي نامناسب و عاميانه و استعمال الفاظ ناروا، ركيك و غير اخلاقي احتراز شود.
دو نكته را در آئين نگارش بايد به صورت مجزا بنويسيدك يكي رسم الخط فارسي و ديگري آئين نشانه گذاري است كه مختصرا به آن ها اشاره مي شود:

1-رسم الخط فارسي

خط، چهره مكتوب زبان است و همانند زبان، از مجموعه اصول و قواعدي پيروي مي كند. از آنجا كه خط نقش مهمي در اصالت و غناي فرهنگ يك جامعه دارد، نبايد شيو هاي را برگزيد كه نسل هاي جديد در استفاده از منابع كهن و ذخاير فرهنگي خود، دچار مشكل جدي شوند. بنابراين نبايد چهره خط فارسي به صورتي تغيير كند كه مشابهت خود را با ذخاير فرهنگي قديمي از دست بدهد. فرهنگستان زبان وادب فارسي كه يك نهاد رسمي است و طبق قانون، وظيفه نظارت، تدوين، تنظيم و تصويب قواعد و ضوابط خط فارسي را به عهده دارد، اصول و قوانيني را در اين باره تصويب كرده است كه ما در اين بخش از مقاله، با عنايت به مصوبات اين فرهنگستان، نكات رسم الخطي را به اختصار بيان مي كنيم.

قواعد املائي برخي واژه ها

الف) واژه هايي كه همواره به صورت جدا نوشته مي شود، عبارت اند از «ای»، مانند: اي خدا؛ «همين» و «همان» مانند: همين جا، همان كتاب؛ «هیچ»: مانند: هيچ يك؛ «می» و «همی»، مانند: مي رود و همي گويد.

ب) واژه هاي كه همواره جدا نوشته مي شوند، اما استثنا دارند: «این» و «آن» همواره جدا نوشته مي شوند، مگر در: آنچه، آنكه، اينكه، اينها، آنها، اينجا، آنجا، وانگهي. «چه» همواره جدا نوشته مي شود، مگر در: چرا، چگونه، چقدر، چطور، چنان. «بی» همواره جدا نوشته مي شود، مگر آنكه كلمه، بسيط گونه باشد، مثل: بيهوده، بيخود، بيراه، بيچاره، بينوا، بيجا. «هم» از كلمه پس از خود جدا نوشته مي شود، مگر در:

1.كلمه بسيط گونه باشد، مثل همشهري، همشيره، همسايه، همديگر، همچنين، همچنان، همين، همان.
2.جزء دوم تك هجايي باشد، مانند: همدرس، همسنگ، همكار، همراه.
3. جزئ دوم با حرف مصوت «آ» شروع شود، مثل: همايش، هماورد، هماهنگ.

«به» همواره جدا نوشته مي شود، مگر در:

1. وقتي بر سر فعل يا مصدر بيايد (باي زينت) مثل: بگفتم، بروم، بنمايد، بگفتن.
2. به صورت بدين، بدان، بديشان به كار رود.
3. هرگاه صفت بسازد: بخرد، بشكوه، بهنجار، بنام.

ج) واژه هايي كه همواره جدا نوشته مي شود، اما استثنا دارند:
«كه» همواره جدا از كلمه قبل نوشته مي شود، مگر در: بلكه، آنكه، اينكه.
«چه» از كلمه پيش از خود جدا نوشته مي شود، مگر در: آنچه، چنانچه.
«را» همواره جدا نوشته مي شود، مگر در: چرا، مرا.
«تر» و «ترین» همواره جدا نوشته مي شود، مگر در: بهتر، مهمتر، كمتر، بيشتر.


د) واژه هايي كه همواره به ماقبل متصل مي شوند، اما استثنا دارند:
«ها» همواره به كلمه ماقبل مي چسبد، مگر در:
1.بخواهيم صورت مفرد كلمه مشخص شود، مثل: كتاب ها، درس ها.
2.كلمه به «ه» غير ملفوظ ختم شود، مثل: ميوه ها، خانه ها.

علايم همراه

الف) اگر حرف پيش از آن مفتوح باشد، روي كرسيِ «ا» نوشته مي شود، مگر آنكه پس از آن مصوت «ای»، «او» یا «ب» باشد كه در اين صورت روي كرسي «ی» نوشته مي شود: رآفت، تأسف، مأنوس، شأن، خلأ، ملأ، مبدأ، منشأ، رئيس، لئيم، رئوف، مئونت، مطمئن، مشمئز.

ب) اگر حرف پيش از آن مضموم باشد، روي كرسي «و» نوشته مي شود، مگر آنكه پس از آن مصوت «او» باشد كه در اين صورت روي كرسي «ی» نوشته مي شود:رؤيا، رؤسا، مؤسسه، مؤذّن، مؤثر، مؤانست، لؤلؤ، تلأ و ل، شئون، رئوس.

ج) اگر حرف پيش از آن مكسور باشد، يا ساكن ولي در وسط كلمه قرار داشته باشد، روي كرسي «ی» نوشته مي شود و همچنين كلمات دخيل فرنگي همواره با كرسي «ی» نوشته مي شوند:

لئام، رئاليست، سئول، نئون، مسئله، جرئت، هيئت، و در توأم استثنا است.

د) اگر حرف پيش از آن مكسور و در آخر كلمه باشد، روي كرسي (ي ) نوشته مي شود: متلألي ء.

ر) اگر حرف پيش از آن ساكن و يا يكي از مصوت هاي بلند «آ»، «او» یا «ای» بوده و در آخر كلمه نوشته شود، بدون كرسي نوشته مي شود: جزء، سوء، شي ء، بط ء، سماء، ماء، املاء، انشاء.

س) در صورتي كه همزه پاياني ماقبل ساكن (بدون كرسي) يا همزه پاياني ماقبل مفتوح (با كرسي «ا» و يا همزه پاياني ماقبل مضموم (با كرسي «و» ) به ياي وحدت يا نكره متصل شود، كرسي «ی» مي گيرد و كرسي قبلي آن نيز حفظ مي شود: جزئي، شيئي، منشائي، مائي، لؤلؤئي.

ص) اگر حرف پيش از آن مفتوح يا ساكن و پس از آن حرف «آ» باشد، به صورت آ و آ نوشته مي شود: مآخذ، لآلي، قرآن، مرآت.

الف) نشانه كسره اضافه در خط فارسي آورده نمي شود، مگر براي رفع ابهام در كلماتي كه دشواري ايجاد مي كند: اسبِ سواري/ اسب سواري.

ب) براي كلمات مختوم به هاي بيان حركت، در حالت مضاف، از علامت «ء» (ي كوتاه شده شبيه همزه) استفاده مي شود: خا ة ن من، نامة من، نوش ة ت او.

ج) «ی» در كلمه هاي عربي مختوم به «ی» (که «آ» تلفظ مي شود) دراضافه به كلمه بعد از خود به «الف» تبديل مي شود: عيساي مسيح، موساي كليم، هواي نفس، كبراي قياس.

واژه ها و عبارات مأخوذ از عربي

الف) «ة» در عبارات مأخوذ از عربي به چند صورت مي آيد:

1) اگر در آخر كلمه تلفظ شود، به صورت «ت» نوشته مي شود: رحمت، جهت، قضات، برائت، مراقبت.

2) اگر در آخر كلمه تلفظ نشود، به صورت «ه» یا «ه» نوشته مي شود: علاقه، معاينه، مراقبه، نظاره، آتيه.

3) در تركيبات عربي رايج در فارسي به صوت «ة» يا «ة» نوشته مي شود:ليلة القدر، ثقة الاسلام، خاتمة الامر، دايرةالمعارف؛ استثنا در كلمات حجت الاسلام و آيت الله.

ب) «ا» كه در برخي از كلمه هاي عربي به صورت «آ» تلفظ مي شود. در فارسي به صورت «الف» نوشته مي شود، مگر در مواردي كه رسم الخط قرآني آن مراد است: زكات، حيات، مشكات.

ج) «الف کوتاه» هميشه به صورت الف، نوشته مي شود، مگر در برخي حروف اضافه و اسامي خاصي كه «الف» در آخر كلمه مي آيد و تركيباتي كه عينا از عربي گرفته شده است: شورا، مولا، تقوا، اسماعيل، رحمان، هارون، ياسين. الي، حتي، عيسي، يحيي، مرتضي، اعلا مالهدي، بدرالدجي، سدرة المنتهي، طوبيلك.

تنوين

آوردن تنوين (در صورتي كه تلفظ شود) در نوشته هاي رسمي و نيز در متون آموزشي الزامي است و به صورت هاي زير نوشته مي شود:

الف) تنوين نصب هميشه به صورت «ا / ا» نوشته مي شود و اگر كلمه مختوم به همزه باشد، همزه آنها روي كرسي «ی» قرار مي آيد و سپس تنوين روي «الف» بعد از آن قرار مي گيرد:نسبتا، واقعا، موقتا، عجالتا، طبيعتا، عمدا، جزئا، استثنائا، ابتدائا.

ب) تنوين رفع و جر در همه جا به صورت «ٌ» و «ٍ» نوشته مي شود و فقط در تركيبات مأخوذ از عربي كه در زبان فارسي رايج است، به كار مي رود: مشاراليه، مضاف اليه، منقولٌ عنه، مختلف فيه، متفقٌ عليه، بعبارةٍ اُخري، اي نحوٍكان. آوردن تنوين در كلمه هاي فارسي اشتباه است: گاها، زبانا.

تركيبات

مراد در اينجا كلمات مركب و مشتق مي باشد كه به صورت زير آورده مي شود:

كلمات مركبي كه الزاما پيوسته نوشته مي شوند:

الف) مركب هايي كه بسيط گونه اند: آبرو، الفبا، آبشار، نيشكر، رختخواب، يكشنبه، سيصد، يكتا، بيستگانه.

ب) جزء دوم با «آ» آغاز شود و تك هجايي باشد: گلاب، پساب، خوشاب، دستاس.

ج) هرگاه كاهش يا افزايش واجي يا ابدال يا ادغام يا جابه جايي آوايي در داخل آنها روي داده باشد: چند، هشيار: ولنگاري، شاهسپرم، نستعليق، سكنجبين.
د) مركبي كه دست كم يك جزء آن، كاربرد مستقل نداشته باشد: غمخوار: رنگرز، كهربا.
ر) مركب هايي كه جدانوشتن آنها التباس يا ابهام معنايي ايجاد مي كند: بهيار (به يار)، بهروز (به روز)، بهنام (به نام).
س) كلمه هاي مركبي كه جزء دوم آنها تك هجايي باشد و صورت رسمي يا نيمه رسمي يا جنبه سازماني، اداري و صنفي يافته باشد: استاندار، بخشدار، كتابدار، قاليشو، آشپز.

كلمات مركبي كه الزاما جدا نوشته مي شوند:

الف) تركيب هاي اضافي 0شامل موصوف و صفت يا مضاف و مضاف اليه).

ب) جزء دوم با «الف» آغاز شود: دل انگيز، عقب افتادگي، كم احساس.

ج) حرف پاياني جزء اول با حرف آغازي جزئ دوم همانند يا هم مخرج باشد:

آئين نامه، پاك كن، كم مصرف، چوب بري، چوب پرده، نظام مند.

د) مركب هاي اتباعي و نيز مركب هاي متشكل از دو جزء مكرر: سنگين رنگين، تك تك، ه قهق.

ر) مصدر مركب و فعل مركب: سخن گفتن، نگاه داشتن

س) مركب هايي كه يك جزء آنها كلمه دخيل فرنگي باشد: خوش پز، شيك پوش: پاگون دار.

ص) عبارت هاي عربي كه شامل چند جزء باشد: مع ذلك، من بعد، علي هذا، ان شاءاللّه ، باري تعالي، علي اي حال.

ط) يك جزء از واژه هاي مركب، عدد باشد: پنج تن، هفت گنبد، هشت بهشت، نه فلك، ده چرخه.

ع) كلمه هاي مركبي كه جزء اول آنها به «های» ، بيان حركت ختم شود؛ مگر اينكه در تركيب، «ها» حذف شده به جاي آن، «گ» ميانجي بيايد: بهانه گير، پايه دار، كناره گير، تشنگان، خفتگان، هفتگي، بچگي.

ف) كلمه با پيوسته نويسي، طولاني يا نامأنوس يا پردندانه شود: عافيت طلبي، مصلحت بين، پاك ضمير، حقيقت جو.

ق) يك جزء كلمه مركب، صفت مفعولي يا صفت فاعلي باشد: اجل رسيده، نمك پرورده، اخلال كننده، پاك كننده.

ك) يك جزء آن اسم خاص باشد: سعدي صفت، عيسي دم، عيسي رشته، مريم بافته.

ل) جزء آغازي يا پاياني آن بسامد زياد داشته باشد: نيك بخت، هفت پيكر، شاه نشين، سيه چشم.

م) هرگاه با پيوسته نويسي، اجزاي تركيب معلوم نشود و احيانا ابهام معنايي پديد آيد: پاك نام، پاك دامن، پاك رأي.

كلمات مركبي كه به دو صورت نوشته مي شود:

 به جز كلماتي كه الزاما پيوسته يا جدا نوشته شود، كلمات مركب ديگر تابع قاعده خاصي نيست و به دو صورت نوشته مي شود كه به برخي از آن ها اشاره مي شود:

الف) پسوند «وار» در برخي كلمات جدا و در برخي ديگر پيوسته نوشته مي شود: طوطي وار، فردوسي وار، طاووس وار، بزرگوار، سوگوار، خانوار.

ب) نوشتن كلمه «باسمه تعالي» و «بسمه تعالي» به هر دو صورت جايز است.

ج) اگر واژه مركب، عدد يك داشته باشد، نوشتن آن به هر دو صورت جايز است: يكسويه، يك سويه؛ يكشنبه، يك شنبه؛ يكسره، يك سره؛ يكپارچه، يك پارچه.

نكات تكميلي در رسم الخط

الف) جمع واژه هاي فارسي با «ات» غلط مي باشد، مانند گزارشات، پيشنهادات، كه صحيح آن گزارش ها، پيشنهادها مي باشد.

ب) كلمه عربي با علامت عربي جمع بسته مي شود، مانند: اطلاعات، وجوه، سطوح

ج) پسوند «یت» مصدرساز عربي، براي كلمات فارسي به كار نمي رود؛ مثل: رهبريت، شهريت كه صحيح آن رهبري و شهري بودن است.

2-نشانه گذاري ها

از آنجا كه در جملات مكتوب، عواملي همچون مكث، تكيه، آهنگ و لحن كلام يا اشاره ها -كه در سخن گفتن استفاده مي شود- وجود ندارند تا گوينده را در انتقال مقصودش ياري دهند، براي رفع ابهام و روشن تركردن مقصود نويسنده و روان خواندن نوشته، از علايم نقطه گذاري استفاه مي شود. استفاده از علايم ويرايش، بيشتر تابع لحن كلام و سبك نويسنده است، با وجود اين، گاهي از اصول و قواعدي پيروي مي كند كه سعي مي شود موارد مهم آن ها بيان گردد.

ويرگول (،)

ويرگول نشانه مكث كوتاه است كه با توجه به نوع متن و نوع مخاطب، براي درست و روان خواندن نوشته، در حد اعتدال به كار برده مي شود. در برخي موارد استفاده از آن ضرورت دارد كه به برخي از آنها اشاره مي گردد:
الف) در بين دو كلمه كه احتمال دارد خواننده آن ها را به هم اضافه كند: امام، امت اسلام را زنده كرد.
ب) در دو طرف عطف بيان و بدل نيز معمولاً به كار مي رود: شريعتمداري، مدير مسؤل روزنامه كيهان، درباره مسائل جاري گفت . . .
ج) بين چند كلمه يا گروه كه در كنار هم بيايند و از نظر دستوري داراي يك نقش باشند، از ويرگول استفاده مي به هم عطف مي شوند: مردي مؤدب، فروتن، مهربان و نيكوكار بود. « و» شود و دو واحد آخري با
د) در ميان عبارت ها و جمله هاي غير مستقل و وابسته: معمولاً پيش مردم ظاهربين، دانشمند واقعي كسي است كه...
ر) براي جدا كردن اجزاي آدرس ها: قم، بلوارامين، روبروي راهنمايي و رانندگي، مؤسسه پژوهشي حوزه و دانشگاه.
ص) بعد از كلمه ها و عبارت هاي ربطي مانند: با اين همه، به هر حال و... و قيدي، مانند: اولاً، ثانيا، بلي، خير و...

نقطه ويرگول (؛)

نقطه ويرگول براي مكث هاي طولاني تر و حدفاصل بين ويرگول و نقطه است و به نقطه نزديكتر است كه موارد كاربرد آن به شرح زير است:

الف) قبل از كلمه ها و عبارت هاي توضيحي مانند: (مثلاً، يعني، اما و... ) اگر به مفهوم جمله قبل برگردد: يعني اينكه از قدرتمند كم ؛« از گاو مي ترسم؛ براي اينكه گاو شاخ دارد و عقل ندارد » : شيخ الرئيس گفته است كه
عقل بايد گريخت.
ب) اجزاي وابسته به يك موضوع كلّي، هرگاه به صورت جمله هاي متعدد ظاهرا مستقل بيان شود: فراق، كوه را هامون كند؛ هامون را جيحون كند؛ جيحون را پرخون كند؛ پس با اين دل ضعيف چون كند؟
ج) هرگاه در بين اجزاي قسمت هاي مختلف يك جمله، ويرگول هاي متعدد به كار رفته باشد، نقطه ويرگول براي جدا كردن مجموعه آن قسمت ها از يكديگر به كار مي رود: محمد، احمد، حسن؛ علي و محمود را زدند.
د) هرگاه موضوع يك جمله كامل، فهرست وار دسته بندي شده باشد، پس از پايان هر دسته، نقطه ويرگول، و در آخرين دسته، نقطه مي آيد؛ مانند: ساختمان واژه هاي فارسي، چند صورت است:
1) ساده: گل، دل، خرد؛
2) پيشوندي: همدلف بينوا، نادان؛
3) پسوندي: كارگر، شنونده؛
4) مركب: گلخانه، دلنواز، سخنگو؛
5) گروهي: بي دست و پا، آب از سرگذشته.

نقطه (.)

نشانه مكث كامل است كه در پايان جمله هاي خبري و امري مي آيد و موارد كاربرد آن به شرح زير است:
الف) پس از توضيحات پاورقي ها، جدول ها، نمودارها.
ب) در پايان جمله و پس از ذكر مشخصات منابع كه در متن استناد شده است؛ مانند: (مطهري، 1377 ، ص 25)
ج) براي مشخص كردن حرف هاي اختصاري، لازم است پس از هر حرف (به جز حرف آخر) نقطه گذاشته شود؛مانند: ه.ق (هجري قمري)، ق.م (قبل از ميلاد).

دونقطه(:)

نشانه توضيح است و به جاي كلمه ها و عبارت هاي توضيحي (نظير، مانند، مثل، ازقبيل و... ) به كار مي رود، بدين معني كه آنچه بعد از دونقطه آمده توضيح مثالِ قبل است؛ مانند: تنها ره سعادت: ايمان، جهاد، شهادت.

الف) قبل از نقل قول ها دو نقطه مي آيد: او در كتاب خود گفته است: «شما بوديد كه رفتيد...»

ب) براي جداكردن رقم هاي جزئي از كلي نيز از دونقطه استفاده مي كنند (در متن هاي فارسي رقم كلي در سمت راست و رقم جزئي سمت چپ مي آيد)، مثلاً جلد سوم صفحه چهل و يك، را به صورت، «3: 41» نشان مي دهند.

ج) گذاشتن دونقطه پس از عنوان هاي كتاب، مقاله، عنوان اصلي، فرعي و امثال آن لازم نيست.

علامت سؤال (؟)

در پايان جمله هاي پرسشي مستقيم، علامت سؤال مي آيد؛ همچنين موارد ديگر استفاده از علامت سؤال عبارت است از:
الف) پس از جمله هاي استفهام انكاري: چه كسي مي داند چه خواهد شد؟
ب) بعد از كلمه ها يا عبارت هايي كه به جاي جمله پرسشي بيايند: كدام بهتر است: علم يا ثروت؟
ج) براي بيان مفهوم ترديد يا استهزا اين علامت در داخل پرانتز (؟) استفاده مي گردد: آقاي محمدي استاد نمونه دانشگاه تهران (؟) به مشهد رفته است.
د) هرگاه چند جمله سؤالي پشت سر هم قرار گيرند، معمولاً در پايان تك تك آنها نشانه پرسش مي آيد: هيچ معلوم نيست از كجا آمده اند؟ چه آورده اند؟ به كجا مي روند؟
ر) اگر در ضمن جلمه خبري، جمل هاي پرسشي نقل شود، بايد جمله پرسشي حتما در داخل گيومه قرار گيرد: طفيلي را پرسيدند كه «؟ اشتها داری؟» گفت: منِ بيچاره، در جهان همين متاع دارم.

گيومه «»

نشانه اي است كه براي «مشخص كردن» كردن در موارد زير به كار مي رود:
الف) هرگاه عين عبارت نويسنده يا گوينده اي نقل شده باشد: او پرسيد: «آيا كتابخانه ملي را ديده اي؟»
ب) هرگاه براي تأكيد يا به دليل ديگر خواسته شود كلمه يا عبارتي در متن مشخص و متمايز شود مانند: گفتم «كتاب» را بياور.
ج) آوردن عنوان مقاله ها، سخنراني ها، فصل ها، مجله ها، اشخاص، كتاب ها و... در متن- جايي كه در چاپ حروف كج (ايرانيك) به كار نرفته- در داخل گيومه مي آيد.

پرانتز ()

براي جدا كردن توضيح هاي نسبتا اضافي به كار مي رود؛ توضيح هايي از قبيل:
الف) عبارت هاي تكميل كننده و توضيح دهنده: امامان معصوم(ع) احكام ديني را گاهي از راه الهام (نه وحي كه خاص پيغمبر است) مي گرفتند.
ب) معناي لغت ها و كلمه ها: جلد پنجم و ششم فرهنگ معين به اعلام (اسم هاي خاص) اختصاص دارد.
ج) تاريخ ها: صائب ( 986-1081 ه ق) از برجسته ترين شاعران سبك هندي است. 
د) ذكر مثال ها: روش هاي تحقيق به كار گرفته شده ( مثل پيمايشي) در متن . . .
 ر) ارجاع ها و ذكر منابع در متن: ( جوادي عاملي، 1377 ، ص 54)
س) براي آوردن علايم اختصاري در متن: (ق.م)؛ (ره)

خط فاصله (-)

نشانه جداسازي است و بيشتر در دو طرف جمله يا عبارت معترضه مي آيد تا آن را از متن اصلي جمله جدا كند، خط فاصله در جداكردن، از ويرگول قوي تر و از پرانتز ضعيف تر است؛ به اين معني كه خواننده حتما مطلب بين دو ويرگول را بايد بخواند، ولي مطلب دو خط فاصله را مي تواند نخواند. تفاوت آن با پرانتز در اين است كه عبارت بين دو خط فاصله، جزء جمله به شمار مي رود و در روال طبيعي جمله مي توانيم آن را بخوانيم، ولي عبارت داخل پرانتز، توضيحي زايد بر متن است و ممكن است از نظر ترتيب كلمات به گون هاي نباشد كه بتوانيم آن را بخوانيم. (غلامحسين زاده، 1372 ، ص 50)

نهضت بيداري مسلمان ها در بسياري از كشورهاي اسلامي -برخلاف آنچه كه تصور و تبليغ مي شود- فرزند انقلاب نيست، برادر آن است.

الف) در آغاز بندهاي كوتاه فرعي كه بدون شماره گذاري يا دسته بندي عددي و حرفي بعد از دو نقطه قرار مي گيرند: كارمند خوب كسي است كه:
- اهداف كارش را بداند؛
- نيازهايش را بشناسد و . . .
ب) براي پيوند دادن يك تركيب دو وجهي: فرهنگ ايراني- اسلامي؛ قطار تهران- مشهد
ج) به معني«تا» در بين دو عدد: ساعت 8-9 درس دارم.  


مطالب مرتبط

ویرایش متن

تایپ مقاله

ساختار مقاله علمی

ملاک های محتوایی مقاله

چاپ و اکسپت مقاله

  • تهران
  • 09350579640-09124635768
  • 01152218786
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ارسال پیام

  Mail is not sent.   Your email has been sent.
Top